تاکسیدرمی
«تاکسیدرمی» از روزهای پایانی حکومت پهلوی دوم در دی ماه 1357 آغاز میشود. عبدالرضا، شخصیت اصلی فیلم، در حال جمع کردن وسایل خود برای سفر به مصر است در حالی که برادر ناتنیاش «محمدرضا» نیز در کاخ مشغول آمادهسازی است. شروع فیلم با شوخیهای بصری درباره حیوانات تاکسیدرمی شده داخل کاخ، لحن کمدی اثر را از همان ابتدا مشخص میکند. نقطه عطف نخست فیلم جایی است که عبدالرضا برای اخذ ویزای کشورهای مختلف به سفارتخانهها مراجعه میکند اما دست خالی برمیگردد. در حالی که همسر و فرزندش ایران را ترک کردهاند و او برای خروج از کشور به هر دری میزند. همراه شدن او با خلبانی پیر و فرتوت برای پرواز با هواپیمای ملخی رضاشاهی، شوخیهای بامزهای را شکل میدهد. برخورد عبدالرضا با مردم انقلابی و نجات او توسط دو مأمور موساد، فیلم را وارد فاز تازهای میکند. مأموریت موساد برای شکار آخرین گوزن زرد ایرانی و بردن آن به اسرائیل، گره اصلی داستان را شکل میدهد. تلاش این سه نفر برای حمل گوزن به تهران و رساندن آن به هواپیمای آماده پرواز، فیلم را به پرده پایانی و گرهگشایی میرساند.